من آن غريبه ي ديروز آشناي امروز و فراموش شده ي فردايم
در آشنايي امروز مي نويسم تا در فراموشي فردا يادم کني.
براي سالها مي نويسم ...
سالها بعد که چشمان توعاشق مي شوند ...
افسوس که قصه ي مادر بزرگ درست بود...
که هميشه يکي بود يکي نبود
تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۱/۰۴/۱۲ | 13:40 | نویسنده : عطیه |




