ديوونه عاشقتم(ديوونه پرسپوليس)

ديوونه عاشقتم(ديوونه پرسپوليس) | خرداد ۱۳۹۲

عطیه
ديوونه عاشقتم(ديوونه پرسپوليس)

حسرت

54445114783862160611.gif

حسرت !

یعنی رو به رویم نشسته ای و باز ...

خیسی چشمانم را آن دستمال خشک بی احساس پاک کند ...

حسرت !

یعنی شانه هایت دوش به دوشم باشد ...

اما نتوانم از دلتنگی به آن پناه ببرم ...

حسرت !

یعنی تو که در عین بودنت ... داشتنت را آرزو میکنم ...54445114783862160611.gif




تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۳۰ | 16:44 | نویسنده : عطیه |

من نميفهمم




54445114783862160611.gif

من نمیفهمم چرا هیچکس نمی نویسد از


مردها


از چشم ها و شانه ها و دستهایشان



از آغوششان از عطر تنشان


از صدایشان


از دلگرمی هایشان


پررو میشوند ؟


خب بشوند


مگر خود ما با هر دوستت دارمی


به آسمان نرفته ایم ؟


مگر ما به اتکاء همین دستها


همین نگاه ها همین آغوشها


در بزنگاه های زندگی سر پا نمانده ایم ؟


من بلد نیستم در سایه دوست داشته باشم


من میخواهم



خواستنم گوش فلک را کر کند



من میخواهم


همه بدانند مرد من بی همتاست


من میخواهم


مردم بداند دوستش دارم ... !54445114783862160611.gif



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۳۰ | 0:29 | نویسنده : عطیه |

توراميخاهم



 


54445114783862160611.gifتنهـــــآ تـــــو را ميـخواهــــمـ . . .

 

 تنهـــــآ صدايتـــــ را ميـخواهـــمـ

 

تـــا موسيقيــــ سكوتـــــــ لـحظــه هايـــمـ بـاشـــد

 

 نـگاهتــــــــ را ميـخواهـــــمـ

 

تـــا روشنيـــــ چشماے خستـــه امـ باشــــد


 وجودتــــــ را ميـخواهــــمـ تــا گرمــاے آغوشـــمـ باشـــد

 

 دستــــــــ هايتـــــــ را ميـخواهــــمـ

 

تـــا نوازشگــــر بـــی كسيــــــ اشكهــــآيـــمـ باشـــد

 

 و تنهــــآ خنــ ــده هايتــــــ را ميـخواهـــــمـ

 

تـــا مرحــــمـ كهنــــه زخمهـــآے زندگـيــــــــ امـ باشــــد

 

 آرے تنهــــآ تــــــو را ميــخواهـــــمـ . . .54445114783862160611.gif



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۳۰ | 0:3 | نویسنده : عطیه |

غرور

54445114783862160611.gif


دفتر یادداشت روزانه دختر:
امروز باهاش بهم زدم.بهش گفتم یه خواستگار دارم که خیلی پاکه

و میتونه خوشبختم کنه

فکر کردم بهم می گه نرو بمون.اما اون گذاشت که برم

...به همین راحتی پسری و که این همه منتظرش بودم و ارزوشو داشتم از

دست دادم


...

دفتر یادداشت روزانه پسر:

امروز باهام بهم زد.گفت یه خواستگار داره که خیلی پاکه و میتونه

خوشبختش کنه

اینقدر خورد شدم که نتونستم بپرسم چرا.


می خواستم ازش بخوام که نره.اما وقتی با من خوشحال نیست


نمی تونم به زور نگه دارمش


پس گذاشتم که بره


به همین راحتی دختری و که این همه منتظرش بودم و ارزوشو داشتم از


دست دادم



54445114783862160611.gif

واین شد نتیجه غرور تنهاییییییییی



تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۹ | 22:33 | نویسنده : عطیه |

تكيه گاه


هـر چـقـدر هـم کـه ضـعـيـف بـاشـی 

گـاهـی اوقـات بـایـد... 

تـکـیـه گـاه اونـایـی کـه دوسـتـشـون داری بـاشـی



تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۹ | 20:7 | نویسنده : عطیه |

سنگيني نگاه


گـاهـی وقـتـا

دلـم فـقـط سـنـگـیـنـی نـگـاهـت رو مـیـخـواد

که زُل بـزنـی بـهـم

و مـ ـن بـه روی خـودم نـیـارم . . .



تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۹ | 20:5 | نویسنده : عطیه |

نيمكت


 دلتنگ نشدی ببینی

    چگونهـ خوبترینـ خاطره ها

     بی رحم ترینشان میشوند

 

             

      عشق هایــ امروزی

      بی نام

      قابل انتقال به غیر

      و معاف از احساس میباشند

 

           

      بزرگ شدنـــــ

      تنها آرزویــ بچگیم بود، که واقعا به تجربه اش نمی ارزید

 

          

 

     عشق همان چیزیستـــ

     که دو نفر را

     وسط یک نیکمت مینشاند

     حتی اگر در دو سرش

     به اندازه کافی جا باشد



تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۹ | 15:17 | نویسنده : عطیه |

غرغرو


وقتی تند تند غر میزنم

 
 
 
 
 و سکوت میکنی بعدسرمـــو میارم بالا 

 

 

و تــــو فقط نگام میکنی..و میگـــــی :


 

 

 ای جــــونم قیافشو " بعد هر دو میخندیم...

 


 

همون لحظه ست که ..تو دلم میگم خــــــــدایا ازم نگیـــــرش



تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۹ | 13:19 | نویسنده : عطیه |

خدا


دیشب با خدا دعوایم شد
با هم قهر کردیم
فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد
رفتم گوشه ای نشستم
چند قطره اشک ریختم
و خوابم برد…
صبح که بیدار شدم
مادرم گفت:
نمیدانی از دیشب تا صبح
چه بارانی می آمد…



تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۹ | 13:4 | نویسنده : عطیه |

ادما


آدمها آنقدر زود عوض می شوند …
آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی
و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است …



-همــــیشـه دقــیقآ وقـــــتی پـُر از حـــرفی

وقتـــی بغــــض میکـــُنی

وقتـــی دآغونــــی

وقــــتی دلــِت شکــــستـ ه

دقیقــــا همیـــن وقـــــتآ

انقــــدر حـ ـرف دآری کـــه فقــط میتونــی بگـ ـی :
"بیخـــیآل"



اگر دروغ رنگ داشت ؛

هر روز شاید ؛

ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست

و بیرنگی کمیاب ترین چیزها بود...!




تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۹ | 13:2 | نویسنده : عطیه |

ب درك

من بعلاوه تو مساوي ما يادته عايا؟؟؟؟؟؟؟

حالا اين جاشو گوش كن..

من بعلاوه اون مساوي ما

تو هم ب درك...



تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۸ | 22:33 | نویسنده : عطیه |

سلام

سلاااااااام دوستای گلم

من اومدم...ببخشید توی این مدت جوابتون رو ندادم نتم قطع شده بود..

دلم برای همتوووووووووووون تنگ شده بود...



تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۸ | 11:15 | نویسنده : عطیه |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.