ديوونه عاشقتم(ديوونه پرسپوليس)

ديوونه عاشقتم(ديوونه پرسپوليس) | آذر ۱۴۰۳

عطیه
ديوونه عاشقتم(ديوونه پرسپوليس)

یه دورهمی دوستانه

دوتا از دوستامو از همون دوران دبیرستان که تموم شد دیگه ندیده بودمشون..

چقدر هیچکس هیچ فرقی نکرده بود

دیروز فهمیدم که سن فقط یه عدده

چقدر هممون درگیر زندگی شده بودیم که یادمون رفته بود خودمون رو ...

و کلی خوشحال شدم از مرور خاطرات قدیمی و دیدنشون ..

بنظر من هیچ دورانی ،دوران دبیرستان و هیچ دوستی ،دوستای دوران دبیرستان آدم نمیشه ..

حالا بازم نظرا متفاوته

بمونه به یادگار از ۱۹آذر۱۴۰۳



تاريخ : سه شنبه ۱۴۰۳/۰۹/۲۰ | 15:4 | نویسنده : عطیه |

هوای ابری



تاريخ : دوشنبه ۱۴۰۳/۰۹/۱۲ | 11:35 | نویسنده : عطیه |

نمیخوام گریه کنم ولی مجبووورم ...

دوسه روزیه میل عجیبی به گریه کردن دارم ولی دارم همش سرکوبش میکنم ..

این بار دوم یا سومه که تو زندگیم دارم باخودم کلنجار میرم که گریه نکنم ،معمولا وقتایی که با خودم لج مبکنم این کارو میکنم

معمولا راحت گریه میکنم هروقت دلم بگیره باااید گریه کنم تا سبک بشم اما اینبار نمیخوام

ولی مثله اینکه چاره ای جز گریستن ندارم..

پس شروع میکنیم



تاريخ : شنبه ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ | 9:4 | نویسنده : عطیه |

یکم درد و دل ،همین ...

داشتم به این فک میکردم که من تو تصمیمای زندگیم ببشتر از عقل و منطقم استفاده میکنم یا قلب و احساساتم؟..

به این نتیجه رسیدم که بیشتر از قلبم استفاده میکنم ‌کلا آدم دلی ای هستم ..راضیم، تواین مدت کم زندگی نباید سخت بگیریم ولی خب بعضی تصمیم ها که بادلمون میگیریم واقعااا همون دلمون روهم تیکه پاره و زخمی میکنه ..

یه جا خوندم نوشته بود:پیرش کردم،دلی رو که داشت بچگی میکرد..

شاید از این به بعد با عقلم تصمیم بگیرم و بذارم یکم قلبم آرامش داشته باشه..

شماها با کدوم یکی تصمیم میگیرید؟؟



تاريخ : جمعه ۱۴۰۳/۰۹/۰۹ | 9:47 | نویسنده : عطیه |

بی خیال همه زندگیتو کن ...

فردا دیر است ...
امروزت را همین امروز ، زندگی کن !
همین امروز لذتش را ببر ،
و همین امروز برای آرزوهایت تلاش کن ...
حسرت ، یعنی در گذشته جا مانده‌ای ،
و نگرانی یعنی ، اسیرِ آینده‌ای شده‌ای که هنوز نرسیده و اتفاقاتی که هنوز نیفتاده !
آینده ای که شاید نرسد
و اتفاقاتی که شاید نیفتد !
بیخیالِ چیزهایی که نبودن‌شان کیفیتِ بودنت را کم می‌کند
آرامش و لبخند را در آغوش بگیر و امروز را همان جوری که دوست داری زندگی کن ...🍃

رفقا بیایین زندگی رو یکم کمتر سخت بگیریم

اصلا ارزششو نداره اینهمه نگرانی و استرس ..دو روز دنیا میگذره..

پس بی خیال ...



تاريخ : یکشنبه ۱۴۰۳/۰۹/۰۴ | 19:46 | نویسنده : عطیه |

فعال کی بودم‌من؟؟

دیشب خواب دیدم دماغمو عمل کردم

بااینکه تازه از ببمارستان مرخص شده بودم اثری از ورم و کبودی و این‌چیزا نبود

تازه داشتم پیاده روی هم میرفتم ،انقدر که من فعالم

حالا بازم خوبه با کیان فوتبال بازی نمیکردم

خیلیم از دماغ جدیدم راضی بودم ،کاش اسم دکتری که عملم کرده بود و توخواب بهم مبگفت یکی که اگه خواستم یه روزی اینکارو بکنم برم پیش همون



تاريخ : پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۹/۰۱ | 9:55 | نویسنده : عطیه |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.